Selected
Original Text
Mohsen Gharaati
Abdullah Yusuf Ali
Abdul Majid Daryabadi
Abul Ala Maududi
Ahmed Ali
Ahmed Raza Khan
A. J. Arberry
Ali Quli Qarai
Hasan al-Fatih Qaribullah and Ahmad Darwish
Mohammad Habib Shakir
Mohammed Marmaduke William Pickthall
Muhammad Sarwar
Muhammad Taqi-ud-Din al-Hilali and Muhammad Muhsin Khan
Safi-ur-Rahman al-Mubarakpuri
Saheeh International
Talal Itani
Transliteration
Wahiduddin Khan
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
12:1
الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ
12:1
الف، لام، را. این است آیات کتاب روشنگر. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:2
إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
12:2
ما آن را قرآنی عربی [و فصیح و گویا] نازل کردیم، تا مگر بیندیشید. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:3
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ
12:3
[ای پیامبر!] ما با وحیِ این قرآن به تو، بهترینِ داستانها را برایت حکایت میکنیم، در حالی که پیش از این، از آن آگاه نبودی. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:4
إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ
12:4
آنگاه که یوسف به پدرش گفت: «پدر! من [درخواب] دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده میکنند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:5
قَالَ يَـٰبُنَىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلَىٰٓ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا۟ لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
12:5
[پدر] گفت: «پسر عزیزم! خوابت را برای برادرانت بازگو مکن، که برایت نقشهای [خطرناک] میکشند. بیگمان شیطان، دشمنی آشکار برای انسان است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:6
وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
12:6
و پروردگارت، اینگونه تو را برمیگزیند، و از [دانشِ] تعبیر خواب به تو میآموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میکند، چنان که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد. همانا پروردگارت دانای حکیم است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:7
۞ لَّقَدْ كَانَ فِى يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِۦٓ ءَايَـٰتٌ لِّلسَّآئِلِينَ
12:7
بیتردید در [داستان] یوسف و برادرانش، نشانهها [و عبرتها]یی برای اهل [تحقیق و] پرسش است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:8
إِذْ قَالُوا۟ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِى ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
12:8
آنگاه که [برادران او] گفتند: «یوسف و برادرش [بنیامین] نزد پدرمان از ما محبوبترند. در حالی که ما مردانی نیرومندیم.» بیتردید پدرمان [در این مهرورزی] در اشتباهی روشن است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:9
ٱقْتُلُوا۟ يُوسُفَ أَوِ ٱطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ قَوْمًا صَـٰلِحِينَ
12:9
[برادران به یکدیگر گفتند:] «یوسف را بکشید، یا او را به سرزمینی دور بیفکنید تا توجه پدر فقط به سوی شما باشد. و پس از آن، [با توبه و عذرخواهی از پدر] افرادی صالح خواهید بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:10
قَالَ قَآئِلٌ مِّنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا۟ يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَـٰعِلِينَ
12:10
یکی از آنان گفت: «یوسف را نکشید.، و اگر میخواهید کاری بکنید، او را به نهانخانهی چاه بیفکنید تا کاروانی [که از آنجا عبور میکند،] او را برگیرد [و با خود به مکان دوری ببرد].» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:11
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَ۫نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَـٰصِحُونَ
12:11
[آنها نزد پدر آمدند و] گفتند: «ای پدر! تو را چه شده که ما را بر یوسف امین نمیدانی؟ با آن که بیتردید ما خیرخواه او هستیم؟!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:12
أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ
12:12
«فردا او را با ما بفرست تا [در صحرا] بگردد و بازی کند. و ما نگهداران [خوبی] برای او خواهیم بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:13
قَالَ إِنِّى لَيَحْزُنُنِىٓ أَن تَذْهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ ٱلذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَـٰفِلُونَ
12:13
[پدر] گفت: «بردن او مرا سخت اندوهگین میکند، و از این میترسم که شما از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:14
قَالُوا۟ لَئِنْ أَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّآ إِذًا لَّخَـٰسِرُونَ
12:14
[برادران] گفتند: «اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، در آن صورت ما زیانکار [و بیکفایت] خواهیم بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:15
فَلَمَّا ذَهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَجْمَعُوٓا۟ أَن يَجْعَلُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
12:15
پس چون او را [با خود] بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفیگاه چاه قرار دهند [چنین کردند] و ما [در همان چاه] به او وحی کردیم که در آینده آنها را از این کارشان خبر خواهی داد، در حالی که آنها نمیدانند [که تو همان یوسفی]. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:16
وَجَآءُوٓ أَبَاهُمْ عِشَآءً يَبْكُونَ
12:16
و شب هنگام، گریان نزد پدرشان آمدند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:17
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَـٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَلَوْ كُنَّا صَـٰدِقِينَ
12:17
گفتند: «ای پدر! ما رفتیم مسابقه بدهیم و یوسف را نزد وسایل خود گذاشتیم، اما گرگ او را خورد! و البته تو سخن ما را باور نداری، هر چند راستگو باشیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:18
وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
12:18
و پیراهن یوسف را، آغشته به خونی دروغین [نزد پدر] آوردند. [یعقوب] گفت: « [چنین نیست که میگویید،] بلکه نفسِ شما کاری [زشت] را برای شما آراسته است. پس صبری نیکو [باید]. و بر آنچه وصف میکنید، باید از خدا یاری جست.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:19
وَجَآءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا۟ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُۥ ۖ قَالَ يَـٰبُشْرَىٰ هَـٰذَا غُلَـٰمٌ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَـٰعَةً ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ
12:19
و [یوسف در چاه بود تا آن که] کاروانی فرارسید و آبآور خود را فرستادند. او دَلو خود را به چاه افکند. [یوسف به طناب دلو آویخت. چون یوسف را بالا کشید،] گفت: «مژده باد! این پسری است [زیبا و دوست داشتنی]!» و او را چون کالایی پنهان داشتند [تا کسی ادّعای مالکیت نکند،] در حالی که خداوند به آنچه انجام میدادند، آگاه بود. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:20
وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍۭ بَخْسٍ دَرَٰهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ
12:20
و یوسف را به بهایی اندک، چند درهمی فروختند و نسبت به [فروختن] او بیرَغبَت بودند [چرا که میترسیدند رازشان فاش شود]. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:21
وَقَالَ ٱلَّذِى ٱشْتَرَىٰهُ مِن مِّصْرَ لِٱمْرَأَتِهِۦٓ أَكْرِمِى مَثْوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُۥ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمْرِهِۦ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:21
و کسی از [مردم] مصر که یوسف را خرید، به همسرش گفت: «مقام او را گرامی بدار [و او را به دید برده نگاه مکن]، امید است که در آینده برای ما سودمند باشد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم.» و اینگونه به یوسف، در آن سرزمین، جایگاه [ویژه] و امکانات دادیم تا [اراده ما تحقق یابد و] از دانش تعبیر خواب به او بیاموزیم. و خداوند بر کار خویش تواناست، ولی بیشتر مردم نمیدانند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:22
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
12:22
و چون [یوسف] به رشد و قوّت خود رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم. و ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:23
وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ
12:23
و زنی که یوسف در خانه او بود، از یوسف تمنای کامجویی کرد و [برای انجام مقصودش] درها را محکم بست و گفت: «بشتاب، که من از برای تو آمادهام.» [یوسف] گفت: «پناه بر خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامی داشته، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمیکنم،] به یقین ستمگران رستگار نمیشوند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:24
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ ۚ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ
12:24
و بیگمان [همسر عزیز مصر] قصد او کرد و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را نمیدید، قصد او میکرد. اینگونه [ما او را یاری کردیم] تا بدی و فحشا را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان خالصشدهی ما بود. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:25
وَٱسْتَبَقَا ٱلْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُۥ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَا ٱلْبَابِ ۚ قَالَتْ مَا جَزَآءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوٓءًا إِلَّآ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
12:25
و هر دو به سوی در دویدند و آن زن [که یوسف را تعقیب میکرد،] پیراهن او را از پشت درید. ناگهان شوهرش را کنار [آستانهی] در یافتند. آن زن [با چهرهای حق به جانب برای انتقام از یوسف و تبرئه خویش] گفت: «کیفر کسی که به همسر تو قصد بدی داشته باشد، جز زندان یا شکنجه دردناک چیست؟» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:26
قَالَ هِىَ رَٰوَدَتْنِى عَن نَّفْسِى ۚ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ
12:26
[یوسف] گفت: «او بود که از من، کام خواست.» و در این هنگام، شاهدی از خانواده زن، شهادت داد که: «اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، زن راست میگوید و او از دروغگویان است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:27
وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
12:27
و اگر پیراهن او از پشت پاره شده، زن دروغ میگوید و او از راستگویان است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:28
فَلَمَّا رَءَا قَمِيصَهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُۥ مِن كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
12:28
پس همین که [عزیز مصر] دید پیراهن او از پشت پاره شده است، گفت: «بیشک این از نیرنگ شما زنان است. به راستی که نیرنگ شما بزرگ است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:29
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـٰذَا ۚ وَٱسْتَغْفِرِى لِذَنۢبِكِ ۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ ٱلْخَاطِـِٔينَ
12:29
«یوسف! از [افشای] این ماجرا صرفنظر کن.» و «تو نیز [ای زن] برای گناهت استغفار کن، که قطعاً از خطاکاران بودهای.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:30
۞ وَقَالَ نِسْوَةٌ فِى ٱلْمَدِينَةِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفْسِهِۦ ۖ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ۖ إِنَّا لَنَرَىٰهَا فِى ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
12:30
گروهی از زنان شهر [که خبردار شدند، زبان به ملامت گشودند و] گفتند: «همسر عزیز از غلام جوانش تمنّای کامجویی کرده.» «و عشق [این جوان]، در قلب او نفوذ کرده است.» «ما او را در گمراهیِ آشکاری میبینیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:31
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَـًٔا وَءَاتَتْ كُلَّ وَٰحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ ٱخْرُجْ عَلَيْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَيْنَهُۥٓ أَكْبَرْنَهُۥ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا هَـٰذَا بَشَرًا إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
12:31
پس چون [همسر عزیز، بدگویی زنان مصر و] نیرنگ آنان را شنید، کسی را به سراغ آنها فرستاد و [مجلس باشکوهی ترتیب داد و] برای آنان پشتی [های گرانبها] آماده کرد و به هر یک چاقویی داد [تا میوه میل کنند]. در این حال، به یوسف گفت: «بر زنان وارد شو!» همین که او را دیدند، بزرگش یافتند و [چُنان مبهوت او شدند که به جای میوه] دستهای خود را بریدند و گفتند: «پناه بر خدا! این بشر نیست. بلکه فرشتهای بزرگوار است!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:32
قَالَتْ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِى لُمْتُنَّنِى فِيهِ ۖ وَلَقَدْ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ فَٱسْتَعْصَمَ ۖ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ
12:32
[همسر عزیز] گفت: «این همان کسی است که مرا به خاطر [عشق] او سرزنش میکردید. من از او کام خواستم، ولی او خودداری کرد. و اگر آنچه را به او دستور میدهم، انجام ندهد، حتماً زندانی خواهد شد و از خوار شدگان خواهد بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:33
قَالَ رَبِّ ٱلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِىٓ إِلَيْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ
12:33
[یوسف] گفت: «پروردگارا! زندان نزد من، محبوبتر است از آنچه مرا به سوی آن میخوانند. و اگر نیرنگشان را از من نگردانی، به آنان میگرایم و از جاهلان خواهم بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:34
فَٱسْتَجَابَ لَهُۥ رَبُّهُۥ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
12:34
پروردگارش [درخواست] او را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او گرداند، همانا او شنوای داناست. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:35
ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّنۢ بَعْدِ مَا رَأَوُا۟ ٱلْـَٔايَـٰتِ لَيَسْجُنُنَّهُۥ حَتَّىٰ حِينٍ
12:35
آنگاه، با این که نشانهها [و دلایلی بر پاکدامنی یوسف] دیدند، تصمیم گرفتند که او را تا مدتی زندانی کنند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:36
وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجْنَ فَتَيَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ ٱلْـَٔاخَرُ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِى خُبْزًا تَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِۦٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:36
و با یوسف، دو جوان دیگر وارد زندان شدند. یکی از آن دو گفت: «من در خواب، خودم را دیدم که [برای] شراب، [انگور] میفشارم.» و دیگری گفت: «من خود را در خواب دیدم که بر سرم نانی میبرم و پرندگان از آن میخورند. ما را از تعبیر خوابمان آگاه ساز که ما تو را از نیکوکاران میبینیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:37
قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِۦٓ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِۦ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِى رَبِّىٓ ۚ إِنِّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ كَـٰفِرُونَ
12:37
[یوسف] گفت: «من پیش از آن که جیرهی غذایی شما برسد، شما را از تأویل خوابتان آگاه خواهم ساخت. این از حقایقی است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومی را که به خدا ایمان ندارند و به قیامت کفر میورزند، ترک گفتم. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:38
وَٱتَّبَعْتُ مِلَّةَ ءَابَآءِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ ۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشْرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۚ ذَٰلِكَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ
12:38
و آیین پدرانم، ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروی کردم. برای ما سزاوار نیست که چیزی را شریک خداوند قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمیکنند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:39
يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ ءَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ
12:39
ای دو یار زندانی من! آیا خدایان متعدد و گوناگون بهتر است، یا خداوند یکتای مقتدر؟ - Mohsen Gharaati (Persian)
12:40
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسْمَآءً سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَـٰنٍ ۚ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّآ إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:40
آنچه شما جز خداوند میپرستید، اسمهایی [بیمسمّا] هستند که شما و پدرانتان آنها را [خدا] نامیدهاید. خداوند هیچ دلیلی بر [حقانیت] آن نفرستاده است. کسی جز خداوند حق فرمانروایی ندارد، او دستور داده که غیر او را نپرستید. این دین پابرجا و استوار است، ولی بیشتر مردم نمیدانند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:41
يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ أَمَّآ أَحَدُكُمَا فَيَسْقِى رَبَّهُۥ خَمْرًا ۖ وَأَمَّا ٱلْـَٔاخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِۦ ۚ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ ٱلَّذِى فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ
12:41
ای دوستان زندانیم! امّا [تعبیر خواب شما چنین است که] یکی از شما دو نفر [آزاد میشود و] به ارباب خود باده مینوشاند. و اما دیگری به دار آویخته میشود، [و آن قدر بالای دار میماند که] پرندگان از سر او میخورند. امری که درباره آن از من نظر خواستید، حتمی و قطعی است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:42
وَقَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٍ مِّنْهُمَا ٱذْكُرْنِى عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ ذِكْرَ رَبِّهِۦ فَلَبِثَ فِى ٱلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
12:42
و [آنگاه یوسف] به آن زندانی که میدانست آزاد میشود، گفت: «مرا نزد ارباب خود [، پادشاه مصر] به یاد آور.» [ولی] شیطان یادآوری نزد اربابش را، از خاطرِ او برد و یوسف چند سالی در زندان ماند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:43
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ إِنِّىٓ أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَٰتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍ ۖ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ أَفْتُونِى فِى رُءْيَـٰىَ إِن كُنتُمْ لِلرُّءْيَا تَعْبُرُونَ
12:43
و [روزی] پادشاه [مصر] گفت: «من در خواب هفت گاو چاق دیدم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند، و هفت خوشهی سبز و [هفت خوشهی] خشکیدهی دیگر [که خشکیدهها بر سبزها پیچیدند و آنها را از بین بردند.]. ای بزرگان قوم! اگر تعبیر خواب میکنید، دربارهی خوابم به من نظر بدهید.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:44
قَالُوٓا۟ أَضْغَـٰثُ أَحْلَـٰمٍ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ ٱلْأَحْلَـٰمِ بِعَـٰلِمِينَ
12:44
گفتند: «اینها خوابهایی پریشان است، و ما تعبیر خوابهای آشفته را نمیدانیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:45
وَقَالَ ٱلَّذِى نَجَا مِنْهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِۦ فَأَرْسِلُونِ
12:45
و یکی از آن دو [زندانی] که نجات یافته و پس از گذشت مدتی [یوسف را] به خاطر آورده بود، گفت: «من از تعبیر آن به شما خبر میدهم، مرا [به سراغ آن جوان زندانی] بفرستید.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:46
يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ
12:46
«ای یوسف! ای دوست راستگوی! دربارهی این [خواب] که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر میخورند و هفت خوشهی سبز و [هفت خوشهی] خشکیده دیگر، به ما نظر بده تا به سوی مردم برگردم، شاید آنان [از دانش و بزرگواری تو] آگاه شوند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:47
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِى سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تَأْكُلُونَ
12:47
[یوسف] گفت: «هفت سالِ پیاپی کشت کنید و هر چه درو کردید، جز اندکی را که میخورید، در خوشههایش کنار بگذارید [و ذخیره نمایید]. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:48
ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ
12:48
آنگاه پس از آن، هفت سالِ سخت میآید که آنچه را برای آن سالها اندوختهاید، خواهید خورد، جز اندکی که [برای بذر] ذخیره میکنید. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:49
ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ
12:49
سپس بعد از آن، سالی فرامیرسد که باران فراوان نصیب مردم میشود و در آن سال، [به خاطر وسعت و فراوانی، مردم از میوهها و دانههای روغنی] عصاره میگیرند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:50
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُ ٱلرَّسُولُ قَالَ ٱرْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَسْـَٔلْهُ مَا بَالُ ٱلنِّسْوَةِ ٱلَّـٰتِى قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّى بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ
12:50
و پادشاه گفت: «او را نزد من بیاورید.» ولی هنگامی که فرستادهی پادشاه نزد وی آمد، یوسف گفت: «نزد سرورت برگرد و از او بپرس که ماجرای زنانی که دستهای خود را بریدند، چه بود؟ بیگمان پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:51
قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَٰوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِۦ ۚ قُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوٓءٍ ۚ قَالَتِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْـَٔـٰنَ حَصْحَصَ ٱلْحَقُّ أَنَا۠ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
12:51
[پادشاه، آن زنان را طلبید و] گفت: «وقتی یوسف را به سوی خویش دعوت کردید، سرانجام کار شما چه شد؟» زنان گفتند: «پناه بر خدا! ما هیچگونه خِلافی از او ندیدیم.» همسر عزیز [هم] گفت: «اکنون حقیقت آشکار شد. من از او کام خواستم، و بیشک او از راستگویان است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:52
ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّى لَمْ أَخُنْهُ بِٱلْغَيْبِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى كَيْدَ ٱلْخَآئِنِينَ
12:52
[یوسف گفت:] «این [اعادهی حیثیت] برای آن بود که [عزیز مصر] بداند من در نهان به او خیانت نکردهام. و بداند که خداوند نیرنگ خائنان را به سامان نمیرساند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:53
۞ وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِىٓ ۚ إِنَّ ٱلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى غَفُورٌ رَّحِيمٌ
12:53
و من نفس خود را تبرئه نمیکنم، چراکه نفس آدمی همواره به بدی امر میکند، مگر آن که پروردگارم رحم کند. پروردگار من آمرزندهی مهربان است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:54
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦٓ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِى ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُۥ قَالَ إِنَّكَ ٱلْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ
12:54
و پادشاه گفت: «یوسف را نزد من آورید تا وی را [مشاور] ویژهی خود قرار دهم.» پس چون با او صحبت کرد، گفت: «امروز، تو نزد ما دارای جایگاهی والا و فردی امین هستی» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:55
قَالَ ٱجْعَلْنِى عَلَىٰ خَزَآئِنِ ٱلْأَرْضِ ۖ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ
12:55
[یوسف] گفت: «مرا سرپرست خزانههای این سرزمین قرار ده، که من در حفظ آن، توانا و آگاهم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:56
وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَآءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:56
و بدینسان، ما به یوسف در آن سرزمین، امکانات و قدرت بخشیدیم تا هر جا بخواهد، مقام گزیند. ما رحمت خود را به هرکس بخواهیم [و شایسته ببینیم]، میرسانیم. و پاداش نیکوکاران را تباه نمیگردانیم. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:57
وَلَأَجْرُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ يَتَّقُونَ
12:57
و قطعاً برای کسانی که ایمان آورده و همواره تقوا پیشه کردهاند، پاداش آخرت بهتر است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:58
وَجَآءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُۥ مُنكِرُونَ
12:58
[قحطی فرارسید] و برادران یوسف [در پی گندم، به مصر] آمدند و بر او وارد شدند. یوسف آنان را شناخت، ولی آنها او را نشناختند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:59
وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ٱئْتُونِى بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ ۚ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّىٓ أُوفِى ٱلْكَيْلَ وَأَنَا۠ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ
12:59
و چون یوسف بارهای آنان را آماده ساخت، گفت: [نوبت آینده] برادری را که از پدرتان دارید، نزد من بیاورید. آیا نمیبینید که من پیمانه را کامل میدهم و بهترین میزبان هستم؟ - Mohsen Gharaati (Persian)
12:60
فَإِن لَّمْ تَأْتُونِى بِهِۦ فَلَا كَيْلَ لَكُمْ عِندِى وَلَا تَقْرَبُونِ
12:60
پس اگر او را نزد من نیاوردید، سهمی نزد من نخواهید داشت و پیش من هم نیایید.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:61
قَالُوا۟ سَنُرَٰوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَـٰعِلُونَ
12:61
[برادران] گفتند: «او را با اصرار و التماس از پدرش خواهیم خواست، و حتماً [این کار را] خواهیم کرد.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:62
وَقَالَ لِفِتْيَـٰنِهِ ٱجْعَلُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ فِى رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَآ إِذَا ٱنقَلَبُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
12:62
و [یوسف] به کارگزاران خود گفت: «بهایی را که پرداختهاند، در بارهایشان بگذارید، تا چون نزد خانوادهی خود بازگشتند، آن را بشناسند و [بار دیگر] بازگردند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:63
فَلَمَّا رَجَعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيهِمْ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا ٱلْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَآ أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ
12:63
هنگامی که نزد پدرشان بازگشتند، گفتند: «ای پدر! سهمیه ما قطع شد. برادرمان [بنیامین] را با ما بفرست تا سهمیه و پیمانه خود را بگیریم. و ما حتماً نگهبان او هستیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:64
قَالَ هَلْ ءَامَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَآ أَمِنتُكُمْ عَلَىٰٓ أَخِيهِ مِن قَبْلُ ۖ فَٱللَّهُ خَيْرٌ حَـٰفِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ
12:64
[یعقوب] گفت: «آیا همانگونه که پیش از این، شما را نسبت به برادرش [یوسف] امین دانستم، درباره او هم امین بدانم؟ پس [او را به خدا میسپارم که] خداوند بهترین نگاهبان است و او مهربانترینِ مهربانان است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:65
وَلَمَّا فَتَحُوا۟ مَتَـٰعَهُمْ وَجَدُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ ۖ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا نَبْغِى ۖ هَـٰذِهِۦ بِضَـٰعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا ۖ وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ۖ ذَٰلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ
12:65
و هنگامی که بارهای خود را گشودند، دریافتند که اموالشان را به خودشان بازگرداندهاند. گفتند: «ای پدر! [دیگر] چه میخواهیم؟ این سرمایهی ماست که به ما باز پس داده شده و [بار دیگر که میرویم، با آن] آذوقهی خانوادهی خود را فراهم میکنیم و برادرمان را [نیز با خود میبریم و از او] حفاظت میکنیم. و یک بار شتر زیادتر میگیریم. این [که آوردهایم] پیمانهای اندک است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:66
قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُۥ مَعَكُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ ٱللَّهِ لَتَأْتُنَّنِى بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يُحَاطَ بِكُمْ ۖ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ
12:66
[پدر] گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا در پیشگاه خداوند [سوگند بخورید و] به من پیمانی محکم بسپارید که او را نزد من بازگردانید، مگر آن که همه شما گرفتار [حادثهای] شوید.» پس چون به او پیمان سپردند، گفت: «خداوند بر آنچه میگوییم، وکیل است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:67
وَقَالَ يَـٰبَنِىَّ لَا تَدْخُلُوا۟ مِنۢ بَابٍ وَٰحِدٍ وَٱدْخُلُوا۟ مِنْ أَبْوَٰبٍ مُّتَفَرِّقَةٍ ۖ وَمَآ أُغْنِى عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۖ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ
12:67
و گفت: «ای پسران من! [چون به مصر رسیدید، همه] از یک دروازه [به شهر] وارد نشوید، بلکه از دروازههای مختلف وارد شوید [تا توجه مردم به شما جلب نشود]. و [البته با این سفارش،] من نمیتوانم چیزی از [مقدَّرات] خدا را از شما دور کنم. حکم و فرمان، تنها از آن خداست. بر او توکل دارم و توکلکنندگان [نیز] باید تنها بر او توکل کنند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:68
وَلَمَّا دَخَلُوا۟ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِى عَنْهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ إِلَّا حَاجَةً فِى نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَىٰهَا ۚ وَإِنَّهُۥ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَـٰهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:68
و چون بدانسان که پدرشان به آنها دستور داده بود، وارد [مصر] شدند، این کار در برابر ارادهی خداوند هیچ سودشان نبخشید، جز آن که خواستهای که در دل یعقوب بود، برآورده شد [و خاطرش آرام گرفت]. و البته او از دانشی برخوردار بود که ما به او آموخته بودیم، ولی بیشتر مردم نمیدانند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:69
وَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَخَاهُ ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَنَا۠ أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
12:69
و هنگامی که [برادران] بر یوسف وارد شدند، او برادرش [بنیامین] را نزد خود جای داد و گفت: «من برادر تو هستم، پس از آنچه آنها [تا به حال در حق من و تو] انجام میدادند، اندوهگین مباش.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:70
فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِى رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَـٰرِقُونَ
12:70
پس چون بارهای برادران را آماده ساخت، جام آبخوری [گرانقیمتی] را در بارِ برادرش [بنیامین] گذاشت، سپس [همین که قافله عازم حرکت شد،] جارچی فریاد برآورد: «ای کاروانیان! بیشک شما دزد هستید!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:71
قَالُوا۟ وَأَقْبَلُوا۟ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ
12:71
[برادران یوسف] به آنها روی کردند و گفتند: «چه چیزی گم کردهاید؟» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:72
قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌ
12:72
گفتند: «جام مخصوص پادشاه را گم کردهایم. و هر کس که آن را بیاورد، یک بارِ شتر [جایزه] دارد. و من این [پاداش] را ضمانت میکنم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:73
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَـٰرِقِينَ
12:73
گفتند: «به خدا سوگند خودتان میدانید که ما نیامدهایم در این سرزمین فساد کنیم، و ما هرگز دزد نبودهایم!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:74
قَالُوا۟ فَمَا جَزَٰٓؤُهُۥٓ إِن كُنتُمْ كَـٰذِبِينَ
12:74
[کارگزاران یوسف] گفتند: «اگر دروغ گفته باشید، کیفر دزد [در نزد شما] چیست؟» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:75
قَالُوا۟ جَزَٰٓؤُهُۥ مَن وُجِدَ فِى رَحْلِهِۦ فَهُوَ جَزَٰٓؤُهُۥ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّـٰلِمِينَ
12:75
گفتند: «کسی که جام در بارش پیدا شود، کیفرش خود اوست [و برده شما خواهد شد]. ما ستمکاران را اینگونه کیفر میدهیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:76
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَآءِ أَخِيهِ ثُمَّ ٱسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَآءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِى دِينِ ٱلْمَلِكِ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَـٰتٍ مَّن نَّشَآءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِى عِلْمٍ عَلِيمٌ
12:76
پس [یوسف] پیش از [بازرسی] بار برادرش به بار دیگر برادران پرداخت، آنگاه پیمانه را از بار برادرش بیرون آورد. ما اینگونه برای یوسف تدبیر کردیم. [زیرا] او در آیین پادشاه [مصر] نمیتوانست برادرش را بازداشت کند، مگر آن که خدا بخواهد [و چنین راه چاره را به او بیاموزد]. ما درجه و مقام هر کس را که بخواهیم [و شایسته باشد،] بالا میبریم. و برتر از هر صاحب دانشی، دانشوری است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:77
۞ قَالُوٓا۟ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُۥ مِن قَبْلُ ۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِى نَفْسِهِۦ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ ۚ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا ۖ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ
12:77
[برادران] گفتند: «اگر او دزدی کرده است، پیش از این نیز برادرش دزدی کرده بود.» یوسف [این تهمت را] در دل خود پنهان داشت و به رویشان نیاورد. [و در دل] گفت: «جایگاه شما بدتر است. و خداوند به آنچه وصف میکنید، داناتر است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:78
قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ إِنَّ لَهُۥٓ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُۥٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:78
[برادران] گفتند: «ای عزیز! او پدری دارد پیر و سالخورده [که طاقتِ دوریش را ندارد]، پس یکی از ما را به جای او بگیر [و او را رها کن]. ما تو را از نیکوکاران میبینیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:79
قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّظَـٰلِمُونَ
12:79
[یوسف] گفت: «پناه بر خدا از این که شخص دیگری را به جای کسی که کالای خود را نزد او یافتهایم، بازداشت کنیم، که در این صورت از ستمکاران خواهیم بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:80
فَلَمَّا ٱسْتَيْـَٔسُوا۟ مِنْهُ خَلَصُوا۟ نَجِيًّا ۖ قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًا مِّنَ ٱللَّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِى يُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَحَ ٱلْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِىٓ أَبِىٓ أَوْ يَحْكُمَ ٱللَّهُ لِى ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَـٰكِمِينَ
12:80
هنگامی که [برادران] از یوسف ناامید شدند، نجواکنان به کناری رفتند. [برادر] بزرگشان گفت: «مگر نمیدانید که پدرتان [برای برگرداندن او،] در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته و پیش از این نیز دربارهی یوسف کوتاهی کردهاید؟! من از این سرزمین پا بیرون نمیگذارم تا آن که پدرم به من اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری کند و او بهترین داور و حاکم است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:81
ٱرْجِعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيكُمْ فَقُولُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّ ٱبْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَآ إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَـٰفِظِينَ
12:81
شما به سوی پدر بازگردید و بگویید: پدر [جان!]، پسرت دزدی کرد، و ما تنها به آنچه [دیدیم و] دانستیم گواهی دادیم. و ما علم غیب نداشتیم [که این اتّفاق میافتد].» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:82
وَسْـَٔلِ ٱلْقَرْيَةَ ٱلَّتِى كُنَّا فِيهَا وَٱلْعِيرَ ٱلَّتِىٓ أَقْبَلْنَا فِيهَا ۖ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ
12:82
«[اگر به ما اطمینان نداری،] از مردم شهری که در آن بودیم و از کاروانی که با آن آمدیم، تحقیق کن. و بیشک ما راستگوییم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:83
قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأْتِيَنِى بِهِمْ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ
12:83
[یعقوب] گفت: «[چنین نیست که بنیامین دزدی کرده باشد،] بلکه نفس شما کاری [زشت] را برای شما آراسته است. پس صبری نیکو [پیش میگیرم]. امید است که خداوند همه [برادران] را با هم نزد من آوَرَد، چرا که او آگاه و حکیم است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:84
وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ ٱلْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ
12:84
و [یعقوب] از آنان روی گرداند و گفت: «ای دریغا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه [و گریهی زیاد نابینا و] سفید شد و او خشم خود را فرومیخورد و بُروز نمیداد. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:85
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ تَفْتَؤُا۟ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ ٱلْهَـٰلِكِينَ
12:85
[فرزندان به پدر] گفتند: «به خدا سوگند آن قدر از یوسف یاد میکنی تا سخت بیمار و لاغر شوی، یا جانت را از دست بدهی.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:86
قَالَ إِنَّمَآ أَشْكُوا۟ بَثِّى وَحُزْنِىٓ إِلَى ٱللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
12:86
[یعقوب] گفت: «من نالهی آشکار و اندوه [پنهان] خود را به درگاه خدا شِکوه میبرم و از [لطف] خداوند چیزهایی میدانم که شما نمیدانید. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:87
يَـٰبَنِىَّ ٱذْهَبُوا۟ فَتَحَسَّسُوا۟ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَا۟يْـَٔسُوا۟ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يَا۟يْـَٔسُ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْكَـٰفِرُونَ
12:87
پسرانم! [بار دیگر به مصر] بروید و از یوسف و برادرش خبر بگیرید. و از رحمت خداوند ناامید نشوید، که تنها مردمان کافر از رحمت خداوند نومید میشوند.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:88
فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَـٰعَةٍ مُّزْجَىٰةٍ فَأَوْفِ لَنَا ٱلْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَجْزِى ٱلْمُتَصَدِّقِينَ
12:88
پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! سختیِ [قحطی] به ما و خاندانمان آسیب رسانده و [برای خرید گندم] سرمایهای ناچیز با خود آوردهایم، اما تو سهمیه ما را کامل بده و بر ما بخشش نما، زیرا که خداوند کریمان و بخشندگان را پاداش میدهد.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:89
قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ
12:89
[اینجا بود که یوسف] گفت: «آیا میدانید آنگاه که در جَهالت و نادانی بودید، با یوسف و برادرش چه کردید؟» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:90
قَالُوٓا۟ أَءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا۠ يُوسُفُ وَهَـٰذَآ أَخِى ۖ قَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّهُۥ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:90
گفتند: «آیا به راستی تو همان یوسفی؟!» گفت: « [آری!] من یوسفم، و این برادرم [بنیامین]، که خداوند بر ما منّت گذارده است. بیگمان هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایی ورزد، خداوند پاداش [این] نیکوکاران را تباه نمیسازد.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:91
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَـٰطِـِٔينَ
12:91
[برادران] گفتند: «به خدا سوگند که خداوند تو را بر ما برتری بخشیده است. و به راستی که ما خطاکار بودهایم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:92
قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ ٱلْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ ٱللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ
12:92
[یوسف] گفت: «امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست. خداوند شما را بیامرزد. و او مهربانترینِ مهربانان است. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:93
ٱذْهَبُوا۟ بِقَمِيصِى هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِى يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِى بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
12:93
این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بینا شود و همهی خانوادهی خود را نزد من بیاورید.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:94
وَلَمَّا فَصَلَتِ ٱلْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّى لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ۖ لَوْلَآ أَن تُفَنِّدُونِ
12:94
و چون کاروان [از مصر به سوی کنعان] رهسپار شد، پدرشان [یعقوب] گفت: «من بوی یوسف را احساس میکنم، اگر مرا کمخرد ندانید.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:95
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ إِنَّكَ لَفِى ضَلَـٰلِكَ ٱلْقَدِيمِ
12:95
[برخی از خاندانش] گفتند: «به خدا سوگند که تو همچنان در اشتباه دیرینهات هستی [و گمان میکنی که یوسف زنده است]!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:96
فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلْبَشِيرُ أَلْقَىٰهُ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ فَٱرْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
12:96
پس چون [برادری که حامل پیراهن یوسف بود،] مژدهرسان آمد و آن را بر صورت یعقوب افکند، ناگهان یعقوب بینا شد و گفت: «آیا به شما نگفتم که من از [عنایت] خداوند چیزهایی میدانم که شما نمیدانید؟!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:97
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا ٱسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَـٰطِـِٔينَ
12:97
[فرزندان یعقوب] گفتند: «ای پدر! برای گناهانمان [از خداوند] آمرزش بخواه که به راستی ما خطاکار بودیم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:98
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّىٓ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ
12:98
[یعقوب] گفت: «به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش میطلبم، که او، خود آمرزنده و مهربان است.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:99
فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ٱدْخُلُوا۟ مِصْرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ
12:99
پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در کنار خویش جای داد و گفت: «همگی وارد مصر شوید که به خواست خدا در امنیت خواهید بود.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:100
وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَـٰٓأَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُءْيَـٰىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّى حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِىٓ إِذْ أَخْرَجَنِى مِنَ ٱلسِّجْنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلْبَدْوِ مِنۢ بَعْدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بَيْنِى وَبَيْنَ إِخْوَتِىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى لَطِيفٌ لِّمَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ
12:100
و پدر و مادرش را بر فراز تخت نشاند، و همگی به خاطر او به سجده افتادند. [یوسف] گفت: «ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقّق بخشید و به من احسان کرد، آن گاه که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آن که شیطان میان من و برادرانم را بر هم زد، از بیابان [کنعان به مصر] آورد. به راستی که پروردگارم در آنچه بخواهد، صاحب لطف است. و اوست دانای حکیم. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:101
۞ رَبِّ قَدْ ءَاتَيْتَنِى مِنَ ٱلْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنتَ وَلِىِّۦ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ تَوَفَّنِى مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ
12:101
پروردگارا! تو مرا [بهرهای] از فرمانروایی دادی و از [دانش] تعبیر خواب به من آموختی. [ای] پدیدآورندهی آسمانها و زمین! در دنیا و آخرت، تنها تو مولای منی! مرا در حالی که تسلیم [امر تو] باشم، بمیران و مرا به شایستگان ملحق بفرما!» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:102
ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۖ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوٓا۟ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ
12:102
[ای پیامبر!] این [داستان] از خبرهای بزرگ غیبی است که ما به تو وحی میکنیم و تو هنگامی که [برادران یوسف] بر کار خود همداستان شدند و نیرنگ میکردند، نزدشان نبودی. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:103
وَمَآ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ
12:103
[ای پیامبر!] بیشتر مردم ایمان نمیآورند، هر چند [سخت بکوشی و] بسیار آرزو داشته باشی. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:104
وَمَا تَسْـَٔلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَـٰلَمِينَ
12:104
و تو بر این [کار] هیچ پاداشی از آنان نمیخواهی. این [قرآن] جز پند و تذکّری برای جهانیان نیست. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:105
وَكَأَيِّن مِّنْ ءَايَةٍ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ
12:105
و چه بسیار نشانه در آسمانها و زمین، که [مردم] بر آن میگذرند، در حالی که از آن [غافل و] رویگردانند. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:106
وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ
12:106
و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند، مگر آن که [برای او] شریک میگیرند [و ایمان خود را با شرک آلوده میکنند]. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:107
أَفَأَمِنُوٓا۟ أَن تَأْتِيَهُمْ غَـٰشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ ٱللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
12:107
آیا [کافران] از این که عذاب الهی آنها را دربرگیرد و یا قیامت در حالی که بیخبرند، ناگهان فرارسد، در امانند؟ - Mohsen Gharaati (Persian)
12:108
قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِى ۖ وَسُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ
12:108
[ای پیامبر!] بگو: «این راه من است. من و پیروانم [مردم را] با بصیرت و روشنبینی، به سوی خدا دعوت میکنیم. منزّه است خدا [از هر شریک و همتا]! و من برای او شریکی قائل نیستم.» - Mohsen Gharaati (Persian)
12:109
وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِىٓ إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ ٱلْقُرَىٰٓ ۗ أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۗ وَلَدَارُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
12:109
و ما پیش از تو نیز، مردانی از اهالی شهرها و روستاها را [به پیامبری] فرستادیم، و به آنها وحی میکردیم. آیا [مخالفان حق] در زمین نمیگردند تا ببینند سرانجام کسانی که پیش از آنان بودهاند، چگونه شد؟ و قطعاً سرای آخرت برای کسانی که تقوا پیشه کردهاند، بهتر است. آیا نمیاندیشید؟ - Mohsen Gharaati (Persian)
12:110
حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسْتَيْـَٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا۟ جَآءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّىَ مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ ٱلْقَوْمِ ٱلْمُجْرِمِينَ
12:110
[کافران، آن قدر بر انکار پیامبران پافشاری کردند] تا آنجا که پیامبران [از هدایت مردم] نومید شدند و [گروهی از مردم] پنداشتند که [به آنان] دروغ گفته شده است. در چنین حالی، یاری ما به آنان رسید، پس کسانی که خواستیم، نجات یافتند، و عذاب ما از گناهکاران بازگردانده نمیشود. - Mohsen Gharaati (Persian)
12:111
لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ۗ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَىٰ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَىْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
12:111
به راستی در سرگذشت آنان، عبرتی برای خردمندان است. این [قرآن،] سخنی ساختگی نیست، بلکه [کتابهای آسمانی] پیش از خود را راست میشمرد و روشنگرهر چیز و [مایهی] هدایت و رحمت برای اهل ایمان است. - Mohsen Gharaati (Persian)