Selected
Original Text
Sayyed Mohammad Reza Safavi
Abdullah Yusuf Ali
Abdul Majid Daryabadi
Abul Ala Maududi
Ahmed Ali
Ahmed Raza Khan
A. J. Arberry
Ali Quli Qarai
Hasan al-Fatih Qaribullah and Ahmad Darwish
Mohammad Habib Shakir
Mohammed Marmaduke William Pickthall
Muhammad Sarwar
Muhammad Taqi-ud-Din al-Hilali and Muhammad Muhsin Khan
Safi-ur-Rahman al-Mubarakpuri
Saheeh International
Talal Itani
Transliteration
Wahiduddin Khan
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
12:1
الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ
12:1
الف، لام، را. این آیههای بلند مرتبه که اینک به تو وحی میکنیم و آیاتی که پیشتر نازل کردهایم، آیات این کتاب روشن و روشنگر است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:2
إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
12:2
ما آن را به گونهای که خوانده شود و به زبان تازی فرو فرستادیم، باشد که در آن بیندیشید و حقایق آن را درک کنید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:3
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ
12:3
ما با وحی کردنِ این قرآن به تو، داستان یوسف را که نیکوترین داستان است بر تو حکایت میکنیم، و قطعاً تو پیش از این نسبت به آن از بی خبران بودی. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:4
إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ
12:4
یاد کن هنگامی را که یوسف به پدرش یعقوب گفت: ای پدر، من در خواب یازده ستاره و نیز خورشید و ماه را دیدم، آنها را دیدم که برای من سجده میکنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:5
قَالَ يَـٰبُنَىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلَىٰٓ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا۟ لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
12:5
یعقوب گفت: ای پسرک من، خوابت را برای برادرانت حکایت مکن، زیرا آنان بر تو حسد میبرند و قطعاً برای تو نیرنگی میاندیشند و شیطان آنان را تحریک خواهد کرد که نیرنگ خود را به کار بندند، چرا که شیطان برای آدمی دشمنی آشکار است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:6
وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
12:6
و همان گونه که در خواب دیدی، پروردگارت تو را برمی گزیند و از بندگان خالص خود قرار میدهد و از تعبیر خوابها و تحلیل درست رخدادها به تو میآموزد و نعمتش را بر تو تمام میکند و به واسطه تو نعمت خود را بر خاندان یعقوب نیز تمام میکند، چنان که پیشتر آن را بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد. به یقین، پروردگار تو به حال بندگانش آگاه و کارهایش همه از روی حکمت است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:7
۞ لَّقَدْ كَانَ فِى يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِۦٓ ءَايَـٰتٌ لِّلسَّآئِلِينَ
12:7
ای پیامبر، از تو سرگذشت یوسف را میپرسند، قطعاً در داستان یوسف و برادرانش برای جویندگان حقیقت نشانههایی است بر این که خدا یکتاست و عهده دار امور بندگان خالص خویش است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:8
إِذْ قَالُوا۟ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِى ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
12:8
یاد کن هنگامی را که برادران یوسف درصدد توطئه برآمدند و با یکدیگر گفتند: همه میدانیم که یوسف و برادرش بنیامین نزد پدرمان از ما محبوب ترند، در صورتی که ما گروهی نیرومندیم و همه کارهای پدر به دست ما انجام میشود. قطعاً پدرمان در برتری دادن یوسف و برادرش بر ما در خطایی آشکار است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:9
ٱقْتُلُوا۟ يُوسُفَ أَوِ ٱطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ قَوْمًا صَـٰلِحِينَ
12:9
برخی از آنان گفتند: یوسف را بکشید، و برخی دیگر گفتند او را در سرزمینی دور دست بیفکنید که نتواند بازگردد، آن گاه توجّه پدرتان به شما معطوف میشود، بعد از او توبه میکنید و مردمی شایسته میشوید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:10
قَالَ قَآئِلٌ مِّنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا۟ يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَـٰعِلِينَ
12:10
گویندهای از آنان گفت: یوسف را نکشید، و کاری که به هلاکت او میانجامد نکنید. اگر میخواهید کاری کنید او را در قعر چاه بیفکنید، تا برخی از کاروانیان او را برگیرند و با خود به سرزمینی دور دست ببرند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:11
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَ۫نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَـٰصِحُونَ
12:11
پس همه بر این رأی اتفاق کردند و نزد یعقوب رفتند و گفتند: ای پدر، تو را چه دلیلی است که ما را بر یوسف امین نمیدانی، در حالی که ما قطعاً خیرخواه او هستیم؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:12
أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ
12:12
فردا او را با ما بفرست، که اگر با ما بیاید، در چمنزار گردش میکند و به بازی و تفریح میپردازد و ما حتماً مراقب او هستیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:13
قَالَ إِنِّى لَيَحْزُنُنِىٓ أَن تَذْهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ ٱلذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَـٰفِلُونَ
12:13
یعقوب در پاسخ فرزندانش گفت: این که یوسف را ببرید مرا اندوهگین میکند، و میترسم وقتی از او غافلید گرگ او را بخورد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:14
قَالُوا۟ لَئِنْ أَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّآ إِذًا لَّخَـٰسِرُونَ
12:14
گفتند: اگر گرگ او را بخورد با این که ما گروهی نیرومندیم، قطعاً زیانکار خواهیم بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:15
فَلَمَّا ذَهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَجْمَعُوٓا۟ أَن يَجْعَلُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
12:15
سرانجام برادران یوسف رضایت پدرشان را جلب کردند، و هنگامی که او را با خود بردند و همگی بر آن شدند تا او را در قعر چاه بگذارند، گذشت بر یوسف آنچه گذشت. و ما به او وحی کردیم که حتماً آنان را از این کارشان که زمینه عزّت و شکوه توست با خبر خواهی کرد، ولی آنان این حقیقت را درک نمیکردند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:16
وَجَآءُوٓ أَبَاهُمْ عِشَآءً يَبْكُونَ
12:16
و عصرگاهان، گریه کنان نزد پدرشان باز آمدند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:17
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَـٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَلَوْ كُنَّا صَـٰدِقِينَ
12:17
گفتند: ای پدر، ما رفتیم مسابقه دهیم، و یوسف را پیش اثاثیه خود گذاشتیم و گرگ او را خورد، ولی تو ما را در آنچه میگوییم تصدیق نخواهی کرد هر چند در سخن خود راستگو باشیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:18
وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
12:18
و بر پیراهنش خونی دروغین که آشکارا نشانگر دروغ بودن آن بود آوردند. یعقوب گفت: نه، این گونه نیست، بلکه نفس شما کاری را برای شما آراسته و شما را به آن وسوسه کرده است. پس من شکیبایی میکنم که در دشواریها شکیبایی زیباست، و تنها خداست که بر آنچه وصف میکنید از او یاری خواسته میشود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:19
وَجَآءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا۟ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُۥ ۖ قَالَ يَـٰبُشْرَىٰ هَـٰذَا غُلَـٰمٌ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَـٰعَةً ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ
12:19
یوسف در چاه بود که کاروانی دررسید. آنان آب آور خود را فرستادند. او دلو خود را در چاه انداخت. وقتی دلو را بیرون آورْد و یوسف را بر طناب دلو آویخته دید گفت: مژده باد! این یک پسر بچه است، و او را به عنوان کالایی برای فروش پنهان ساختند، و خدا از آنچه میکردند آگاه بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:20
وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍۭ بَخْسٍ دَرَٰهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ
12:20
کاروانیان او را به بهایی ناچیز ـ به چند درهم ـ فروختند، و چون نگران کشف ماجرا بودند به او رغبتی نشان نمیدادند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:21
وَقَالَ ٱلَّذِى ٱشْتَرَىٰهُ مِن مِّصْرَ لِٱمْرَأَتِهِۦٓ أَكْرِمِى مَثْوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُۥ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمْرِهِۦ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:21
آن مردی که او را خرید و از اهالی مصر بود، چون در سیمای یوسف نشانه عظمت دید، به همسرش گفت: تو خود امور او را برعهده بگیر و منزلتش را نیکو بدار، امید است برای ما در کارهای مهم سودمند باشد یا او را به فرزندی اختیار کنیم. بدین سان یوسف را در آن سرزمین جای دادیم و به او قدرت و مکنت بخشیدیم تا کارهایی را که مورد نظر ما بود به انجام رسانیم و به او تعبیر رؤیاها و تحلیل رخدادها را بیاموزیم، و خدا بر کار خود چیره است، ولی بیشتر مردم این حقیقت را نمیدانند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:22
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ
12:22
و چون یوسف به تواناییهای خویش دست یافت، به او رأیی درست و دانشی ناآمیخته با جهل عطا کردیم، و نیکوکاران را این گونه سزا میدهیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:23
وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ
12:23
و آن زنی که یوسف در خانه او بود از یوسف خواست که خود را در اختیار او نهد، و درها را محکم بست و به یوسف گفت: بیا که برای تو آماده شدهام. یوسف گفت: پناه بر خدا! او پروردگار من است که جایگاه مرا نیکو قرار داده است. کاری که مرا بدان فرا میخوانی ستمکاری است و ستمکاران رستگار نمیشوند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:24
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ ۚ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ
12:24
آن زن آهنگ یوسف کرد تا از او کام بگیرد، و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ آن زن میکرد. بدین سان برهان خود را به او نمایاندیم تا گناه و زشتکاری را از او بازگردانیم، زیرا او از بندگان ما بود که برای ما خالص گشته بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:25
وَٱسْتَبَقَا ٱلْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُۥ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَا ٱلْبَابِ ۚ قَالَتْ مَا جَزَآءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوٓءًا إِلَّآ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
12:25
[یوسف که دریافت آن زن آهنگ کامجویی دارد، گریخت و او نیز در پی یوسف شتافت] وهر دو به سوی در از یکدیگر سبقت گرفتند. یوسف پیش دوید تا در را بگشاید و بگریزد، ولی آن زن به پیراهن یوسف چنگ انداخت و او را چنان به سوی خود کشید که پیراهنش را از پشت درید. در این هنگام شوهر آن زن را در آستانه در یافتند. زن به شوهر خود گفت: کیفر کسی که بخواهد به همسر تو بدی کند چیست، جز این که به زندان افکنده شود یا عذابی دردناک به او بچشانند؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:26
قَالَ هِىَ رَٰوَدَتْنِى عَن نَّفْسِى ۚ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ
12:26
یوسف بی هیچ دلهرهای گفت: من گناهی مرتکب نشدهام، او از من خواست که خود را در اختیار او بگذارم. و شاهدی از کسان آن زن گواهی داد که اگر پیراهن یوسف از جلو چاک خورده، زن راست میگوید و او از دروغگویان است. (۲۶ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:27
وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
12:27
و اگر پیراهن او از پشت دریده شده، زن دروغ میگوید و او از راستگویان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:28
فَلَمَّا رَءَا قَمِيصَهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُۥ مِن كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
12:28
پس چون عزیز مصر به پیراهن یوسف نگریست و دید از پشت چاک خورده، به همسرش گفت: این از نیرنگ شما زنان است، به راستی نیرنگ شما بزرگ است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:29
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـٰذَا ۚ وَٱسْتَغْفِرِى لِذَنۢبِكِ ۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ ٱلْخَاطِـِٔينَ
12:29
ای یوسف، از این ماجرا درگذر و آن را به کسی مگوی، و ای زن، تو هم از گناه خودت پوزش بخواه که قطعاً از خطاکاران بودهای. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:30
۞ وَقَالَ نِسْوَةٌ فِى ٱلْمَدِينَةِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفْسِهِۦ ۖ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ۖ إِنَّا لَنَرَىٰهَا فِى ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
12:30
و زنانی در آن شهر (از همسرانِ کارگزاران و سران)، در محافل خود به ملامت میگفتند: همسر عزیز مصر به اصرار از جوان زرخریدش میخواهد که خود را در اختیار او نهد. عشق وی در دلش جای گرفته و سخت شیفته او شده است. به راستی ما او را در گمراهی آشکاری میبینیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:31
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَـًٔا وَءَاتَتْ كُلَّ وَٰحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ ٱخْرُجْ عَلَيْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَيْنَهُۥٓ أَكْبَرْنَهُۥ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا هَـٰذَا بَشَرًا إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
12:31
پس هنگامی که همسر عزیز عیبجوییِ مکرآمیز زنان را درباره خود شنید، نزد آنان فرستاد و آنان را به خانه خود دعوت کرد و برایشان تکیه گاهی آماده ساخت، و به هر یک از آنان کاردی داد تا میوه بخورند، و به یوسف که در اندرون بود گفت: بر آنان در آی. وقتی یوسف وارد شد و زنان او را دیدند، چنان در زیبایی بزرگش یافتند که از خود بی خود شدند و دستهای خود را بی آن که بفهمند بریدند و گفتند: منزّه است خدا! این بشر نیست، این جز فرشتهای بزرگوار نیست. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:32
قَالَتْ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِى لُمْتُنَّنِى فِيهِ ۖ وَلَقَدْ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ فَٱسْتَعْصَمَ ۖ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ
12:32
همسر عزیز گفت: این همان جوانی است که مرا در [عشق] او سرزنش کردید، و اینک در حضور شما اعتراف میکنم که من از او خواستم که خودش را در اختیار من نهد و به وصال من درآید، ولی او سخت امتناع ورزید. و سوگند یاد میکنم که اگر آنچه را به او فرمان میدهم انجام ندهد قطعاً زندانی خواهد شد و از زمره حقیران خواهد گشت. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:33
قَالَ رَبِّ ٱلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِىٓ إِلَيْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ ٱلْجَـٰهِلِينَ
12:33
یوسف گفت: پروردگارا، زندان برای من از چیزی که مرا به آن فرا میخوانند محبوبتر است، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان گرایش مییابم و از نادانان خواهم شد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:34
فَٱسْتَجَابَ لَهُۥ رَبُّهُۥ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
12:34
پس پروردگارش دعای او را اجابت کرد و نیرنگ همسر عزیز و سایر زنان را از او بگردانید. آری، او شنونده سخن بندگان خویش است و به حالشان داناست. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:35
ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّنۢ بَعْدِ مَا رَأَوُا۟ ٱلْـَٔايَـٰتِ لَيَسْجُنُنَّهُۥ حَتَّىٰ حِينٍ
12:35
پس از چندی برای عزیز مصر و دیگر دولتمردان این رأی پدید آمد که یوسف را با وجود این که نشانههای بسیاری از پاکدامنی او دیده بودند برای مدّتی روانه زندان کنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:36
وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجْنَ فَتَيَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ ٱلْـَٔاخَرُ إِنِّىٓ أَرَىٰنِىٓ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِى خُبْزًا تَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِۦٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:36
یوسف به زندان رفت و دو جوان از بردگان پادشاه مصر نیز با او وارد زندان شدند. مدّتی گذشت. یکی از آن دو زندانی به یوسف گفت: من خود را در خواب دیدم که انگور میفشارم تا شراب بسازم، و دیگری گفت: من خود را در خواب دیدم که بر روی سرم نان میبرم و پرندگان از آن میخورند. ما را به تعبیر خوابی که هر یک دیدهایم آگاه کن که ما تو را از نیکوکاران و بر تعبیر خواب توانا میبینیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:37
قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِۦٓ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِۦ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا ۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِى رَبِّىٓ ۚ إِنِّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ كَـٰفِرُونَ
12:37
یوسف گفت: هیچ غذایی که روزیِ شما کنند به شما نمیرسد مگر این که حقیقت آن را به شما خبر میدهم پیش از آن که به شما برسد. این دانشی نیست که بتوان آن را تحصیل کرد، این از جمله علومی است که پروردگارم به من آموخته است، زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و آخرت را منکرند رها کردهام. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:38
وَٱتَّبَعْتُ مِلَّةَ ءَابَآءِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ ۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشْرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۚ ذَٰلِكَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ
12:38
و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروی کردهام. ما را نرسد که چیزی را شریک خدا سازیم. این از فضل خدا بر ما خاندان نبوّت است، و پایداری ما بر توحید از فضل خدا بر مردم است، زیرا به وسیله ما هدایت میشوند، ولی بیشتر مردم نعمت وجود پیامبران را سپاسگزاری نمیکنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:39
يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ ءَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ
12:39
ای دو همدم زندان، آیا خدایان پراکنده شایسته پرستش اند یا خداوند یکتا که بر همه موجودات چیره است؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:40
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسْمَآءً سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَـٰنٍ ۚ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّآ إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:40
شما به جای خدا جز نامهایی را که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید و حقیقتی ندارند نمیپرستید. خداوند بر این که آنها از جایگاه شفاعت برخوردارند یا از خود در هستی تأثیری دارند، هیچ برهانی فرو نفرستاده است. حکومت در جهان هستی جز از آنِ خدا نیست. او فرمان داده است که جز وی را نپرستید. این است آن آیینی که میتواند جوامع بشری را بر پای دارد و از نیکبختی برخوردار سازد، ولی بیشتر مردم این حقیقت را درک نمیکنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:41
يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ أَمَّآ أَحَدُكُمَا فَيَسْقِى رَبَّهُۥ خَمْرًا ۖ وَأَمَّا ٱلْـَٔاخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ ٱلطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِۦ ۚ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ ٱلَّذِى فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ
12:41
ای دو همدم زندان، امّا یکی از شما دو تن از زندان آزاد میشود و ساقیِ دربار میگردد و به سرورش شراب میدهد، و امّا آن دیگری به دار کشیده میشود و پرندگان از سرش میخورند. امری که درباره آن از من نظر میخواستید حتمی شده است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:42
وَقَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٍ مِّنْهُمَا ٱذْكُرْنِى عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ ذِكْرَ رَبِّهِۦ فَلَبِثَ فِى ٱلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
12:42
یوسف به آن کس از آن دو تن که دریافت نجات مییابد، گفت: مرا نزد سرورت یاد کن، باشد که وسیله آزادی مرا از زندان فراهم کند، ولی شیطان از خاطر او برد که یوسف را نزد سرور خود یاد کند، از این رو یوسف چند سالی در زندان ماند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:43
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ إِنِّىٓ أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَٰتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍ ۖ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ أَفْتُونِى فِى رُءْيَـٰىَ إِن كُنتُمْ لِلرُّءْيَا تَعْبُرُونَ
12:43
و پادشاه به مهتران دربارش گفت: من در خواب هفت گاو فربه را دیدم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند، و هفت خوشه سبز و خوشههای دیگری که خشک بودند نیز در خواب دیدم. ای مهتران، اگر تعبیر خواب میکنید، درباره خوابم به من نظر دهید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:44
قَالُوٓا۟ أَضْغَـٰثُ أَحْلَـٰمٍ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ ٱلْأَحْلَـٰمِ بِعَـٰلِمِينَ
12:44
گفتند: رؤیای تو چند رشته خوابِ درهم پیچیده است و ما تعبیر این گونه خوابها را نمیدانیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:45
وَقَالَ ٱلَّذِى نَجَا مِنْهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِۦ فَأَرْسِلُونِ
12:45
و آن کس از آن دو زندانی که نجات یافته بود و پس از مدّتی یوسف را به خاطر آورد، گفت: من شما را از تعبیر رؤیای پادشاه خبر میدهم، پس مرا به زندان نزد یوسف بفرستید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:46
يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ
12:46
او نزد یوسف آمد و گفت: یوسف، ای مرد بسیار راستگوی، درباره دیدنِ هفت گاو فربه در خواب که هفت گاو لاغر آنها را میخورند و هفت خوشه سبز و خوشههای دیگری که خشک بودند به ما نظر ده، امیدوارم با دانستن تعبیر این خواب به سوی مردم بازگردم، باشد که آنان از حقیقت آن آگاه شوند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:47
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِى سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تَأْكُلُونَ
12:47
یوسف گفت: خواب پادشاه پیامی است بدین مضمون: هفت سال پی درپی کشت میکنید، و آنچه درو خواهید کرد ـ جز اندکی را که در این سالها میخورید ـ در خوشه اش واگذارید تا فاسد نشود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:48
ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ
12:48
آن گاه پس از آن، هفت سال سخت میآید که آنچه را برای آن هفت سال ذخیره کردهاید ـ جز اندکی را که برای بذر نگاه میدارید ـ خواهند خورد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:49
ثُمَّ يَأْتِى مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ
12:49
آن گاه پس از آن، سالی فرا میرسد که در آن سال مردم از باران برخوردار میشوند و گیاهان میرویند و مردم در آن سال از دامهای خود شیر فراوان میدوشند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:50
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُ ٱلرَّسُولُ قَالَ ٱرْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَسْـَٔلْهُ مَا بَالُ ٱلنِّسْوَةِ ٱلَّـٰتِى قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّى بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ
12:50
فرستاده دربار بازگشت و تعبیر خواب پادشاه را گزارش کرد. پادشاه فرمان آزادی یوسف را صادر نمود و گفت: او را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده پادشاه نزد یوسف آمد، یوسف همراه او نرفت و گفت: نزد سرورت باز گرد و از او بپرس وضع آن زنانی که دست خود را بریدند چگونه بود؟ البتّه پروردگار من به نیرنگشان آگاه است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:51
قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَٰوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِۦ ۚ قُلْنَ حَـٰشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوٓءٍ ۚ قَالَتِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْـَٔـٰنَ حَصْحَصَ ٱلْحَقُّ أَنَا۠ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفْسِهِۦ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
12:51
پادشاه، زنان را احضار کرد و گفت: داستان شما آن گاه که به اصرار از یوسف خواستید خودش را در اختیار شما نهد چه بود؟ گفتند: منزّه است خدا! ما هیچ گناهی از او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حقیقت آشکار شد. من به اصرار از او خواستم که خودش را در اختیار من بگذارد و او چنین نکرد، و بی تردید او از راستگویان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:52
ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّى لَمْ أَخُنْهُ بِٱلْغَيْبِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى كَيْدَ ٱلْخَآئِنِينَ
12:52
یوسف در پی این ماجرا گفت: من از آن روی فرستاده پادشاه را بازگرداندم و بازجویی از زنان را درخواست کردم که عزیز مصر بداند من در نهان به او خیانت نکردم و بداند که خدا نیرنگ خیانتکاران را به نتیجه نمیرساند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:53
۞ وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِىٓ ۚ إِنَّ ٱلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى غَفُورٌ رَّحِيمٌ
12:53
و افزود: من نفس خود را از گرایش به بدیها تبرئه نمیکنم، چرا که نفس آدمی بسیار به بدی فرمان میدهد، مگر کسی را که پروردگار من بر او رحم کند، به راستی پروردگار من آمرزنده و مهربان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:54
وَقَالَ ٱلْمَلِكُ ٱئْتُونِى بِهِۦٓ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِى ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُۥ قَالَ إِنَّكَ ٱلْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ
12:54
پس از آن که پاکدامنی یوسف ثابت شد، پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید که او را از خواص خود قرار خواهم داد. هنگامی که یوسف را نزد پادشاه آوردند و پادشاه با او سخن گفت و عظمت وی نزد پادشاه بیشتر آشکار شد، او را به صدارت منصوب کرد و گفت: تو امروز نزد ما مقامی بلند داری و در همه کارهای ما امین هستی. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:55
قَالَ ٱجْعَلْنِى عَلَىٰ خَزَآئِنِ ٱلْأَرْضِ ۖ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ
12:55
یوسف گفت: مرا بر خزانههای این سرزمین بگمار تا آذوقه مردم را تأمین کنم و در دوران قحطی میانشان توزیع نمایم، که من نگهبان امور و به اداره کارها دانایم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:56
وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَآءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:56
و این گونه به یوسف در آن سرزمین قدرت دادیم که هر جای آن میخواست منزل میگزید. هر که را بخواهیم از رحمت خود برخوردار میسازیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمیکنیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:57
وَلَأَجْرُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ يَتَّقُونَ
12:57
و قطعاً پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده و به درجات بالای ایمان رسیده و پیش از آن تقوا پیشه بودهاند، بهتر است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:58
وَجَآءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُۥ مُنكِرُونَ
12:58
سالهای قحطی فرا رسید و برادران یوسف برای تهیّه آذوقه به مصر آمدند و بر یوسف وارد شدند. یوسف آنان را شناخت ولی آنان او را نشناختند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:59
وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ٱئْتُونِى بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ ۚ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّىٓ أُوفِى ٱلْكَيْلَ وَأَنَا۠ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ
12:59
و چون برادرانش را به خوار و بارشان مجهّز کرد، گفت: آن برادر پدریِ خود را که از او سخن گفتید، در نوبت بعدی نزد من آورید. آیا نمیبینید که من پیمانه را به طور کامل میدهم و به کسی ستم روا نمیدارم و بهترین میزبانانم؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:60
فَإِن لَّمْ تَأْتُونِى بِهِۦ فَلَا كَيْلَ لَكُمْ عِندِى وَلَا تَقْرَبُونِ
12:60
اگر او را نزد من نیاورید، هیچ سهمیّهای نزد من نخواهید داشت و نباید برای خرید آذوقه به این سرزمین وارد شوید و نزد من بیایید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:61
قَالُوا۟ سَنُرَٰوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَـٰعِلُونَ
12:61
گفتند: از پدرش به اصرار خواهیم خواست که او را به ما بسپرد تا همراه ما نزد تو آید و قطعاً این کار را خواهیم کرد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:62
وَقَالَ لِفِتْيَـٰنِهِ ٱجْعَلُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ فِى رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَآ إِذَا ٱنقَلَبُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
12:62
یوسف به خدمتگزاران خود گفت: سرمایه آنان را که در برابر آذوقه پرداختهاند در اثاثیه شان بگذارید، شاید وقتی به سوی کسانشان بازگشتند به آن پی ببرند، امید که آنان با برادرشان به سوی ما باز آیند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:63
فَلَمَّا رَجَعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيهِمْ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا ٱلْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَآ أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ
12:63
پس هنگامی که نزد پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر، بدون همراهی برادرمان بنیامین آذوقه از ما منع شده است، پس برادرمان را با ما بفرست که اگر او بیاید آذوقه خواهیم گرفت و قطعاً ما نگهبان او خواهیم بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:64
قَالَ هَلْ ءَامَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَآ أَمِنتُكُمْ عَلَىٰٓ أَخِيهِ مِن قَبْلُ ۖ فَٱللَّهُ خَيْرٌ حَـٰفِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ
12:64
یعقوب به فرزندانش گفت: آیا جز همان گونه که شما را پیشتر درباره برادرش یوسف امین شمردم و به شما اطمینان کردم و آن حوادث روی داد، درباره او نیز شما را امین بشمارم و به شما اطمینان کنم؟ پس باید به خدا و نگهبانی او دل بست که خدا بهترین نگهبان و مهربانترین مهربانان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:65
وَلَمَّا فَتَحُوا۟ مَتَـٰعَهُمْ وَجَدُوا۟ بِضَـٰعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ ۖ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا نَبْغِى ۖ هَـٰذِهِۦ بِضَـٰعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا ۖ وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ۖ ذَٰلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ
12:65
در این هنگام فرزندان یعقوب به سراغ کالاهای خود رفتند و وقتی آنها را گشودند، دیدند که سرمایه شان به آنان باز گردانده شده است. نزد پدر آمدند و گفتند: ای پدر، ما چه میخواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما بازگردانده شده است. ما در سفر به مصر نه تنها از گزند عزیز در امانیم بلکه از کَرَم او نیز بهره مند خواهیم بود و برای خاندان خود آذوقه میآوریم و از برادرمان مراقبت میکنیم و بار شتری بر سهم خود میافزاییم که دستیابی به این سهمیه آسان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:66
قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُۥ مَعَكُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ ٱللَّهِ لَتَأْتُنَّنِى بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يُحَاطَ بِكُمْ ۖ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ
12:66
یعقوب گفت: هرگز بنیامین را با شما نمیفرستم تا این که وثیقهای الهی به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر این که از هر سو محاصره شوید و ناتوان گردید. پس هنگامی که وثیقه خود را به یعقوب سپردند، او گفت: خدا بر آنچه گفتیم ناظر و نگهبان باشد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:67
وَقَالَ يَـٰبَنِىَّ لَا تَدْخُلُوا۟ مِنۢ بَابٍ وَٰحِدٍ وَٱدْخُلُوا۟ مِنْ أَبْوَٰبٍ مُّتَفَرِّقَةٍ ۖ وَمَآ أُغْنِى عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ ۖ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ
12:67
هنگامی که فرزندان یعقوب عازم سفر شدند پدرشان به آنان گفت: ای پسران من، همه باهم از یک دروازه وارد نشوید، بلکه از دروازههای گوناگون وارد شوید. و بدانید که اگر گزندی برای شما مقدّر شده باشد، من با این سفارش خود نمیتوانم اندکی از آنچه را که خدا مقدّر کرده است از شما باز دارم، زیرا فرمانروایی فقط از آنِ خداست و من بر او توکّل کردهام، و توکّل کنندگان فقط باید بر او توکّل کنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:68
وَلَمَّا دَخَلُوا۟ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِى عَنْهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَىْءٍ إِلَّا حَاجَةً فِى نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَىٰهَا ۚ وَإِنَّهُۥ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَـٰهُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
12:68
و چون از همان جایی که پدرشان به آنان فرمان داده بود وارد مصر شدند تدبیر یعقوب، بلایی را که از جانب خدا مقدّر شده بود برطرف نساخت، لیکن خدا حاجتی را که در دل یعقوب بود برآورد، و قطعاً او بدان سبب که ما به وی آموزش داده بودیم، از دانشی خاص بهره مند بود، ولی بیشتر مردم آن را نمیدانند و از آن بهرهای ندارند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:69
وَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَخَاهُ ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَنَا۠ أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
12:69
و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، یوسف برادرش بنیامین را نزد خود جای داد و به او گفت: بی گمان من برادر توام و چارهای اندیشیدهام تا تو را نزد خود نگه دارم، لذا بر آنچه مأموران انجام میدهند اندوهگین مباش. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:70
فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِى رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَـٰرِقُونَ
12:70
پس هنگامی که یوسف برادرانش را به خواروبارشان مجهّز کرد، جام پادشاه را در بار برادرش نهاد. پس از حرکتِ آنان، نداکنندهای از کارگزارانِ یوسف بانگ برآورد: ای کاروانیان، قطعاً شما دزد هستید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:71
قَالُوا۟ وَأَقْبَلُوا۟ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ
12:71
برادران یوسف روی به آنان کردند و گفتند: چه گم کردهاید؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:72
قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌ
12:72
گفتند: جام پادشاه را گم کردهایم، و یوسف گفت: هرکه آن را بیابد و نزد ما بیاورد، مزدش یک بارِ شتر آذوقه است و من خود ضامن آنم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:73
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَـٰرِقِينَ
12:73
گفتند: به خدا سوگند، شما قبلاً از کار ما جویا شدید و دانستید که ما به این سرزمین نیامدهایم برای این که تباهی کنیم و ما هرگز دزد نبودهایم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:74
قَالُوا۟ فَمَا جَزَٰٓؤُهُۥٓ إِن كُنتُمْ كَـٰذِبِينَ
12:74
گفتند: اگر شما دروغ گفته باشید و دزد در میان شما باشد، کیفر او چیست؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:75
قَالُوا۟ جَزَٰٓؤُهُۥ مَن وُجِدَ فِى رَحْلِهِۦ فَهُوَ جَزَٰٓؤُهُۥ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّـٰلِمِينَ
12:75
گفتند: کیفر سرقت این است که هر کس جام پادشاه در بار او پیدا شود، خودش کیفر آن است که به بردگی صاحب کالا درمی آید. ما بدین سان ستمکاران (سارقان) را کیفر میدهیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:76
فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَآءِ أَخِيهِ ثُمَّ ٱسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَآءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِى دِينِ ٱلْمَلِكِ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَـٰتٍ مَّن نَّشَآءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِى عِلْمٍ عَلِيمٌ
12:76
پس از تعیین کیفر سرقت، [یوسف] بازرسی بارهای آنان را پیش از بازرسی بار برادرش آغاز کرد، آن گاه جام را از ظرف برادرش بنیامین درآورْد. این گونه برای یوسف تدبیر کردیم که برادرش را نزد خود نگه دارد، زیرا در آیین پادشاه، یوسف حق نداشت برادرش را، هر چند دزدی کرده باشد، بگیرد و نگه دارد، مگر این که مجرم بخواهد براساس آیین خودش کیفر داده شود، و خدا چنین خواست که برادران یوسف خود کیفر سارق را تعیین کنند. ما هر که را بخواهیم به درجاتی بالا میبریم، همان گونه که یوسف را به درجاتی بر برادرانش برتری دادیم، و برتر از هر صاحب دانشی دانشمندی هست. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:77
۞ قَالُوٓا۟ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُۥ مِن قَبْلُ ۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِى نَفْسِهِۦ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ ۚ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا ۖ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ
12:77
برادران یوسف گفتند: اگر او دزدی میکند دور از انتظار نیست، زیرا او برادری داشت که پیشتر دزدی کرده بود. یوسف این اتّهام را در دل خود نهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد، فقط گفت: شما جایگاهی بدتر دارید و خداوند به آنچه وصف میکنید داناتر است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:78
قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ إِنَّ لَهُۥٓ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُۥٓ ۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:78
گفتند: ای عزیز، او پدری پیر و کهنسال دارد، یکی از ما را به جای او بگیر و او را آزاد کن، که ما تو را از نیکوکاران میبینیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:79
قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّظَـٰلِمُونَ
12:79
یوسف گفت: پناه به خدا از این که جز آن کسی را که کالای خود را نزد او یافتهایم بگیریم، زیرا در آن صورت قطعاً ستمکار خواهیم بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:80
فَلَمَّا ٱسْتَيْـَٔسُوا۟ مِنْهُ خَلَصُوا۟ نَجِيًّا ۖ قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًا مِّنَ ٱللَّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِى يُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَحَ ٱلْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِىٓ أَبِىٓ أَوْ يَحْكُمَ ٱللَّهُ لِى ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَـٰكِمِينَ
12:80
پس هنگامی که از او در مورد بنیامین ناامید شدند، به کناری رفتند و محرمانه درباره تصمیمات خود به گفتوگو پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستهاید و فراموش کردهاید که پدرتان از شما پیمانی الهی گرفت که فرزندش را به او بازگردانید؟ و پیشتر هم درباره یوسف کوتاهی کردید و گفتید از او مراقبت میکنیم، ولی او را در چاه انداختید. من هرگز از این سرزمین دور نمیشوم مگر این که پدرم از آن پیمانی که بستیم صرف نظر کند و به من اجازه بازگشت دهد، یا خدا در حقّ من حکم کند و راه نجاتی برایم قرار دهد که او بهترین حکم کنندگان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:81
ٱرْجِعُوٓا۟ إِلَىٰٓ أَبِيكُمْ فَقُولُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّ ٱبْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَآ إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَـٰفِظِينَ
12:81
نزد پدرتان بازگردید و به او بگویید: ای پدر، پسرت بنیامین دزدی کرد، و ما درباره کیفر سرقت جز آنچه میدانستیم گواهی ندادیم و از غیب هم آگاه نبودیم و نمیدانستیم که او سرقت کرده است، وگرنه کیفر سرقت را به آنان نمیگفتیم و به آن رضایت نمیدادیم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:82
وَسْـَٔلِ ٱلْقَرْيَةَ ٱلَّتِى كُنَّا فِيهَا وَٱلْعِيرَ ٱلَّتِىٓ أَقْبَلْنَا فِيهَا ۖ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ
12:82
و برای این که در سخن شما تردید نکند به او بگویید: از آن سرزمینی که ما در آن بودیم و از کاروانی که با آن بدین جا روی آوردیم و شاهد ماجرا بودند بپرس، و قطعاً ما راست میگوییم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:83
قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأْتِيَنِى بِهِمْ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ
12:83
یعقوب پس از شنیدن این سخنان گفت: نه، چنین نیست، بلکه نفس شما کاری را برای شما آراسته و شما را به آن وسوسه کرده است. من صبر میکنم که در دشواریها شکیبایی نیکوست، امید است خدا هر سه نفرشان را به من بازگرداند. قطعاً او به بندگانش داناست و کارهایش براساس حکمت است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:84
وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ ٱلْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ
12:84
سپس از آنان روی برتافت و گفت: افسوس بر یوسف! و هر دو چشمش از اندوه سفید گشت، چرا که خشمش را در خود نگاه میداشت و اندوهش را فرو میخورد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:85
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ تَفْتَؤُا۟ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ ٱلْهَـٰلِكِينَ
12:85
فرزندانش به او گفتند: به خدا سوگند تو پیوسته یوسف را به خاطر میآوری و بر او اندوه میخوری تا سرانجام در آستانه تباهی قرار گیری یا هلاک شوی. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:86
قَالَ إِنَّمَآ أَشْكُوا۟ بَثِّى وَحُزْنِىٓ إِلَى ٱللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
12:86
یعقوب گفت: من درد و اندوه خود را با شما نمیگویم و آن را فقط با خدا در میان میگذارم و از او چاره میجویم، و از صفات خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید و به همین سبب به رحمت او دل بستهام. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:87
يَـٰبَنِىَّ ٱذْهَبُوا۟ فَتَحَسَّسُوا۟ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَا۟يْـَٔسُوا۟ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يَا۟يْـَٔسُ مِن رَّوْحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْكَـٰفِرُونَ
12:87
سپس گفت: ای پسران من، بروید و از یوسف و برادرش جست و جو کنید و از رحمت خدا و آسایشی که پس از سختیها عطا میکند ناامید نشوید، زیرا حقیقت این است که جز کسانی که باور ندارند خدا بر زدودن رنجها تواناست، کسی از رحمت خدا مأیوس نمیشود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:88
فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَـٰعَةٍ مُّزْجَىٰةٍ فَأَوْفِ لَنَا ٱلْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَجْزِى ٱلْمُتَصَدِّقِينَ
12:88
پسران یعقوب رهسپار مصر شدند. هنگامی که بر یوسف درآمدند، گفتند: ای عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده و در تنگنا قرار گرفتهایم. این سرمایهای که برای خرید آوردهایم ناچیز و کمتر از بهای آذوقهای است که بدان نیازمندیم، تو پیمانه را به طور کامل به ما عطا کن و برادرمان را به ما ببخش که خداوند بخشندگان را پاداش میدهد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:89
قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَـٰهِلُونَ
12:89
یوسف گفت: آیا دانستید آن گاه که نادان بودید با یوسف و برادرش چه کردید؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:90
قَالُوٓا۟ أَءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا۠ يُوسُفُ وَهَـٰذَآ أَخِى ۖ قَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّهُۥ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ
12:90
گفتند: بی تردید، تو خود، یوسفی. چنین نیست؟ گفت: چرا، من یوسفم و این برادر من است. قطعاً خداوند نعمتی بزرگ به ما ارزانی داشت. زیرا حقیقت این است که هر کس تقوا پیشه کند و شکیبایی ورزد نیکوکار است و خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:91
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَـٰطِـِٔينَ
12:91
برادران یوسف گفتند: به خدا سوگند که خدا تو را برگزیده و بر ما برتری داده است و قطعاً ما در اشتباه بودهایم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:92
قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ ٱلْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ ٱللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ
12:92
یوسف گفت: امروز بر شما هیچ سرزنشی نیست. خدا شما را میآمرزد و مهربانترین مهربانان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:93
ٱذْهَبُوا۟ بِقَمِيصِى هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِى يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِى بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
12:93
سپس به برادرانش فرمود: این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید، او بدین سبب بینا میشود، و همه کسان خود را نزد من آورید. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:94
وَلَمَّا فَصَلَتِ ٱلْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّى لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ۖ لَوْلَآ أَن تُفَنِّدُونِ
12:94
و هنگامی که کاروان به راه افتاد و از مصر فاصله گرفت، پدرشان به تنی چند از پسرانش که نزد او بودند گفت: اگر مرا کم خرد نشمارید، بی شک من بوی یوسف را میشنوم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:95
قَالُوا۟ تَٱللَّهِ إِنَّكَ لَفِى ضَلَـٰلِكَ ٱلْقَدِيمِ
12:95
گفتند: به خدا سوگند تو در همان اشتباه گذشته خود هستی که یوسف را این گونه دوست میداری. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:96
فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلْبَشِيرُ أَلْقَىٰهُ عَلَىٰ وَجْهِهِۦ فَٱرْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
12:96
و هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر چهره یعقوب افکند و او بینا شد. او به فرزندانش گفت: مگر به شما نگفتم که من از صفات خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:97
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا ٱسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَـٰطِـِٔينَ
12:97
گفتند: ای پدر، از خدا برای ما آمرزش گناهانمان را بخواه که ما در اشتباه بودهایم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:98
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّىٓ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ
12:98
یعقوب گفت: به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش میطلبم. قطعاً اوست که بسیار آمرزنده و مهربان است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:99
فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ٱدْخُلُوا۟ مِصْرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ
12:99
یعقوب با کسان خود رهسپار مصر شد و یوسف در بیرون شهر به استقبال آنان رفت. هنگامی که بر یوسف وارد شدند، یوسف پدر و مادرش را در آغوش گرفت و گفت: همه وارد مصر شوید که به خواست خدا آن جا در امن و امان خواهید بود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:100
وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَـٰٓأَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُءْيَـٰىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّى حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِىٓ إِذْ أَخْرَجَنِى مِنَ ٱلسِّجْنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلْبَدْوِ مِنۢ بَعْدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بَيْنِى وَبَيْنَ إِخْوَتِىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى لَطِيفٌ لِّمَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ
12:100
و پدر و مادرش را بر تخت نشانید، و همه در برابر یوسف بر زمین افتادند و سجده کردند، و یوسف گفت: ای پدر، این است تعبیر آن خوابی که پیشتر دیدم، پروردگارم اکنون به آن تحقّق بخشیده است، به راستی خدا به من نیکی کرد آن گاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از صحرا به این جا آورْد، پس از آن که شیطان میان من و برادرانم فتنه ایجاد کرد. به راستی پروردگارم آنچه بخواهد به لطف و کَرَمش انجام میدهد، چرا که او به بندگانش داناست و کارهایش از روی حکمت است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:101
۞ رَبِّ قَدْ ءَاتَيْتَنِى مِنَ ٱلْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِى مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ فَاطِرَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنتَ وَلِىِّۦ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ تَوَفَّنِى مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّـٰلِحِينَ
12:101
آن گاه با تمام وجود به خدا روی آورد و گفت: پروردگارا، تو از سلطنت بهرهای به من دادی و از تعبیر خوابها و تحلیل رویدادها به من آموختی. ای پدیدآورنده آسمانها و زمین، تنها تویی که در دنیا و آخرت سرپرست منی، مرا تا پایان عمر تسلیم خود گردان و مرا به شایستگان ملحق کن. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:102
ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۖ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوٓا۟ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ
12:102
ای پیامبر، این سرگذشت از خبرهای غیب است که آن را به تو وحی میکنیم، و تو آن گاه که برادران یوسف همگی بر کار خود مصمم شدند و درباره یوسف بداندیشی میکردند نزد آنان نبودی که از اخبارشان آگاه شوی. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:103
وَمَآ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ
12:103
و بیشتر مردم ایمان نمیآورند، هر چند تو خواستار ایمان آنان باشی و در این راه سخت بکوشی. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:104
وَمَا تَسْـَٔلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَـٰلَمِينَ
12:104
این در حالی است که تو از آنان برای ابلاغ قرآن هیچ مزدی نمیطلبی تا به بهانه غرامت ایمان نیاورند. قرآن برای جهانیان یادآور آیات خدا و زداینده غفلت هاست، نه کالایی که به وسیله آن مقام و ثروت فراهم گردد. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:105
وَكَأَيِّن مِّنْ ءَايَةٍ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ
12:105
و چه بسیار نشانههایی بر یکتایی خدا در آسمانها و زمین است که مردم بر آن میگذرند ولی از آنها روی میگردانند و آنها را درک نمیکنند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:106
وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ
12:106
و بیشتر کسانی که به خدا ایمان دارند، در همان حال مشرکند و ایمانشان به شرک آلوده است. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:107
أَفَأَمِنُوٓا۟ أَن تَأْتِيَهُمْ غَـٰشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ ٱللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
12:107
آیا کسانی که ایمان نمیآورند ایمنند از این که عذابی فراگیر از جانب خدا آنان را احاطه کند، یا قیامت ـ در حالی که بی خبرند ـ ناگهان بر آنان در رسد؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:108
قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِى ۖ وَسُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ
12:108
ای پیامبر، بگو: این است راه من که از روی بصیرت، مردم را به خدای یکتا فرا میخوانم. این است راه من و کسانی که مرا پیروی کردهاند. آری، منزّه است خدا از این که شریک داشته باشد، و من از مشرکان نیستم. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:109
وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِىٓ إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ ٱلْقُرَىٰٓ ۗ أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۗ وَلَدَارُ ٱلْـَٔاخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
12:109
ای پیامبر، تو نخستین بشر نیستی که از میان مردم به سوی آنان مبعوث شدهای، پیش از تو نیز به رسالت نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی میکردیم، مردانی از اهالی شهرهایی که به سویشان فرستاده شدند. آیا قوم تو در زمین سیر نکردهاند تا بنگرند فرجام کسانی که پیش از آنان میزیستند و پیامبران و آیات خدا را انکار کردند، چگونه بوده است؟ حقّا سرای آخرت برای کسانی که تقوا پیشه نمودهاند بهتر است، آیا درنمی یابید؟ - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:110
حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسْتَيْـَٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا۟ جَآءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّىَ مَن نَّشَآءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ ٱلْقَوْمِ ٱلْمُجْرِمِينَ
12:110
پیامبران مردم را به یکتاپرستی فرا خواندند و آنان را به عذاب الهی هشدار دادند، تا آن گاه که از ایمان مردم ناامید شدند و مردم پنداشتند که به پیامبران در مورد عذاب کافران دروغ گفته شده است یاری ما به آنان رسید، پس هر که را خواستیم نجات داده شد، و عذاب ما از مردم گنهکار بازگردانده نمیشود. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)
12:111
لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ۗ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَىٰ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَىْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
12:111
به یقین در سرگذشت یوسف و برادرانش، برای خردمندان درس عبرتی است. این داستان داستانی بافته شده نیست، بلکه تصدیق کننده تورات است که پیش از قرآن بوده، و روشنگر همه امور دینی مردم است و رهنمود و رحمتی است برای مردمی که ایمان میآورند. - Sayyed Mohammad Reza Safavi (Persian)